نادیده گرفتن مدرک دانشگاهی.....

 
افسران - افسرانی ها!
 

یا صاحب الزمان

یا صاحب الزمان….

yamahdi_Www.Shabhayetanhayi.ir

 

خوب شد ، نیستی نمی بینی

كاسه های نداری ما را …

nadari_Www.Shabhayetanhayi.ir

 

 

فقر و فحشا، فساد، بیكاری

fahsha_Www.Shabhayetanhayi.ir

 

دختران فراری ما را …

farari-girl_Www.Shabhayetanhayi.ir

 

 

خوب شد، نیستی نمی بینی

كه حیا از نگاه دنیا رفت

haya_www.shabhayetanhayi.ir

 

رزق و روزی خانه ها كم شد

قیمت نفت هر چه بالا رفت

oil_Www.Shabhayetanhayi.ir

 

 

 

خوب شد، نیستی نمی بینی

رهبر ما شكسته تر شده است

rahbare-shekaste_Www.Shabhayetanhayi.ir

 

 

أین عمار” روی لب دارد … کجاست پسرفاطمه …

ammar_Www.Shabhayetanhayi.ir

 

 

 

باز هم طلحه فتنه گر شده است …

fetneh_Www.Shabhayetanhayi.ir

 

 

 

مهدی جان بیا و خودت درست کن

السلام علیک یا صاحب الزمان

اللهم عجل لولیک الفرج

yamahdi_Www.Shabhayetanhayi.ir

 

آی شهدا دست ما رو بگیرید

آی شهدا دست ما رو بگیر …بی سیم هایی که شما میزدید و بی سیم هایی که ما الان میزنیم خیلی

تفاوت داره .شرمنده ایم بخدا …

 

shohada-sharmandeh_WwW.Shabhayetanhayi.ir

 

همت همت مجنون
حاجی صدای منو میشنوید
همت همت مجنون
مجنون جان به گوشم
حاج همت اوضاع خیلی خرابه برادر
محاصره تنگ تر شده …
اسیرامون خیلی زیاد شدند اخوی….
خواهرا و برادرا را دارند قیچی می کنند ….
اینجا شیاطین مدام شیمیایی می زنند….
خیلی برادر به بچه ها تذکر می دیم ولی انگار دیگه اثری نداره …
عامل خفه کننده دیگه بوی گیاه نمی ده، بوی گناه می ده …
همــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت جان

 

 

Shohada_WwW.Shabhayetanhayi.ir

 

 

فکر نمی کنم حتی هنوز نیمه ی راهم باشیم ….
حاجی اینجا به خواهرا همش میگیم پر چادرتون رو حائل کنید تا بوی گناه مشامتونو اذیت نکنه
ولی کو اخوی گوش شنوا…
حاجی برادرامونم اوضاعشون خرابه…….
همش می گیم برادر نگاهت برادر نگاهت ….

کو اونایی که گوش میدن.حتی میان و به این نوشته های ماهم میخندن چه برسه به عملش
حاجی این ترکش های نگاه برادرا فقط قلبو میزنه  
کمک می خوایم حاجی …….
به بچه های اونجا بگو کمکــــــــــــــــــــــــــــــ برسونند

داری صدا رو…….
همت همت مجنون…….

 

 

Hemmat_Shohada_Www.Shabhayetanhayi.ir

 

حکایت ما الان اینه،

ولی کار ما از بیسیم زدن گذشته، کاش یه تیکه سیم می موند باش سیم خودمونو وصل کنیم به شهدا

ولی افسوس که همه رو خودمون قطع کردیم. ولی بازم امیدمون به خودشونه.

یه نگاهی به خودتون بکنید و راهتون رو عوض کنید.بخدا پشیمون میشید

شهدا شرمنده .دستمون رو بگیر

 

عاشورا؟؟؟؟؟

مولای من ! آقای من !

یا صاحب الزمان(ع)

اینان از نسل کوفیان اند

.

.

.

 

arayeshMoharram_Www.Shabhayetanhayi.ir

 

 

همان کاری که با حسین بن علی (ع) در کربلا کردند با توهم خواهند کرد.

 

نیا نیا گل نرگس جهان که جای تو نیست

هزار نامه کوفی برای تو نیست !!

 

هرسال محرم تاریخ تکرار میشود وباز هم یزیدیان خون سیدالشهدا (ع) را پایمال میکنند!

 

السلام علیک یا اباعبدالله …

 

yazid Moharram_Www.Shabhayetanhayi.ir

 

 

آیا به این فکر کرده‌ایم که اینگونه عزاداری‌ها چقدر مورد قبول خداوند و امام حسین است؟

 

و این وضعیت حجاب برخی زنان و دختران در ایام محرم ، دسته های عزاداری ،هیئت ها ، مناسب با مکتب و فرهنگ عاشورا است،

آیا امام حسین دلشاد از حضورتان میشود یا دلخون.

 

وضع نامناسب ظاهری و حجاب برخی زنان و دختران در عزاداری دسته های عاشورا زیبنده عاشقان امام حسین(ع) نیست .

تهاجم فرهنگی دشمنان به قدری نفوذ کرده که برخی‌ با وضعیت نامناسب در دسته‌های عزاداری حضور پیدا می‌کنند که این امر موجب ناخشنودی سالار شهیدان می‌شود.

 

 

خدایا همه ما را به راه راست هدایت نما و ما را در این ماه عزیز طوری آموزش بده تا 

راه آقامون سیدالشهدا را بپیماییم! ان شاالله

طرح جالب

 

بدون شرح

 

 

 

 

 

 

منبع:فدایی رهبر

 

دل نوشته های آموزنده و الهام بخش با موضوع عفاف و حجاب

 

عفاف و حجاب, دل نوشته, آموزنده, الهام بخش, حجاب یعنی

برای مشاهده سایر تصاویر به ادامه ی مطلب مراجعه فرمائید …

حجاب یعنی …

 

عفاف و حجاب, دل نوشته, آموزنده, الهام بخش, حجاب یعنی

عفاف و حجاب, دل نوشته, آموزنده, الهام بخش, حجاب یعنی

عفاف و حجاب, دل نوشته, آموزنده, الهام بخش, حجاب یعنی

عفاف و حجاب, دل نوشته, آموزنده, الهام بخش, حجاب یعنی

عفاف و حجاب, دل نوشته, آموزنده, الهام بخش, حجاب یعنی

عفاف و حجاب, دل نوشته, آموزنده, الهام بخش, حجاب یعنی

عفاف و حجاب, دل نوشته, آموزنده, الهام بخش, حجاب یعنی

عفاف و حجاب, دل نوشته, آموزنده, الهام بخش, حجاب یعنی

عفاف و حجاب, دل نوشته, آموزنده, الهام بخش, حجاب یعنی

عفاف و حجاب, دل نوشته, آموزنده, الهام بخش, حجاب یعنی

عفاف و حجاب, دل نوشته, آموزنده, الهام بخش, حجاب یعنی

عفاف و حجاب, دل نوشته, آموزنده, الهام بخش, حجاب یعنی

عفاف و حجاب, دل نوشته, آموزنده, الهام بخش, حجاب یعنی

عفاف و حجاب, دل نوشته, آموزنده, الهام بخش, حجاب یعنی

عفاف و حجاب, دل نوشته, آموزنده, الهام بخش, حجاب یعنی

عفاف و حجاب, دل نوشته, آموزنده, الهام بخش, حجاب یعنی

عفاف و حجاب, دل نوشته, آموزنده, الهام بخش, حجاب یعنی

عفاف و حجاب, دل نوشته, آموزنده, الهام بخش, حجاب یعنی

کلید طلایی برای رهایی از پشیمانی در زندگی

 


خیلی اوقات در زندگی هایمان وقتی می نشینیم.....

به نقل از "ندای یک بسیجی": خیلی اوقات در زندگی هایمان وقتی می نشینیم و کمی به کارهای گذشته مان فکر می کنیم، در دلمان یک ناراحتی و احساس پشیمانی به وجود می آید و می گوییم: ای کاش این کار را نکرده بودم ... اگر با فلانی مشورت می کردم هم خوب بود و ...

زهرا اجلال/کارشناس ارشد علوم قرآن و حدیث

همه ما آدم ها فکر می کنیم که اگر یک سری از کارهایی را در گذشته انجام می دادیم یا برعکس، زندگی حالمان چه تفاوتی می کرد اما می دانیم که چنین حسرت خوردنی بی فایده و پوچ است. مهم و ارزشمند این است که یاد بگیریم چگونه ادامه ی مسیر زندگی را به گونه ای برویم که پشیمانی برایمان نداشته باشد.
اگر چنین شرایطی برایتان رخ داده، نگران نباشید، در ادامه مسیر زندگی هر ازگاهی نگاهی بازنگرانه به زندگی مان داشته باشیم تا اطمینان یابیم که مسیر زندگی را درست طی می کنیم.
در بیانی امام جواد علیه السلام دستور العملی برای ما دارند که با اجرای این اصول در زندگی پشیمانی در ما راه نخواهد یافت: سه چیز است که هر کس آن را مراعات کند ، پشمیان نگردد : 1 - اجتناب از عجله ، 2 - مشورت کردن 3 - توکل بر خدا در هنگام تصمیم گیری. (مسند الامام الجواد، ص 247)

1-عجله نکردن، آرامش داشتن و صبور بودن

امام علی (علیه السلام) درباره افرادی که با دیگران مشورت می کنند و بهره ای که در زندگی از آن می برند می فرماید: هر کس که از آرای مختلف استقبال کند مواقع خطا و اشتباه را می یابد و هر کس بدون عاقبت اندیشی وارد امور شود خودش را در معرض مشکلات و حوادث قرار خواهد داد. عاقبت اندیشی قبل از عمل، تو را از پشیمانی در امان می دارد

درباره عجله در حدیث داریم که: «الْعَجَلَةَ بِالْأُمُورِ قَبْلَ أَوَانِهَا» (بحارالانوار، ج74، ص265؛ تحف العقول، ص 146): عجله موضوعش آن جایی است که زمان کار نرسیده است و کار آمادگی و پختگی لازم را پیدا نکرده تا فرد آن را دنبال کند.
«عجله و شتاب» در کارها مخصوصا «عجله در قضاوت» و داوری مایه سرافکندگی و ایجاد مشکلات در زندگی فردی و اجتماعی است. چنانکه این موضوع در داستان های قرآنی در ذیل داستان حضرت داوود علیه اللسلام، یونس علیه السلام نیز آمده است که به واسطه ی همین عجله در امورشان دچار ترک اولی شدند. (سوره کهف/ آیات 60 تا 82 و ص/ 24 و قلم/ 48 و49)
حضرت رسول صلی الله علیه و اله می فرمایند: مردم را هلاک کرده و اگر مردم دارای تانی و خویشتن داری بودند، هیچ کس به هلاکت نمی رسید. (بحار الانوار، ج 68، ص 340)

تذکر:

حواسمان باشد عجله ممکن است ممدوح باشد یا مذموم: یادمان باشد «سرعت و جدیت در کارها، آرى؛ اما عجله و شتابزدگى، هرگز»!
عجله مذموم آن است که: بررسى و مطالعه در جوانب کار و شناخت صورت نگیرد اما سرعت و عجله ممدوح آن است که: بعد از تصمیم گیرى لازم، در اجرا درنگ نشود، و لذا در روایات مى خوانیم: «در کار خیر عجله کنید» یعنى بعد از آن که خیر بودن کارى ثابت شد دیگر جاى مسامحه نیست.  (تفسیر نمونه، آیة الله العظمی مکارم شیرازی دام ظله، ج ۱۲، ص ۵۹.)

2- مشورت:

کسانی که در کارهایشان از این توانمندی استفاده می کنند و از دیگران نظر خواهی می کنند چنان است که گویا عقول دیگران را به استخدام خویش در آورده اند.
به عبارتی مشورت یعنی گران دیگران را ارزان خریدن؛ گرانی که با مدتها صرف عمر آن را به دست آورده و ما می توانیم از آن بهره مند شویم.
در قرآن کریم خداوند به پیامبرش می فرماید: (فَبِما رَحْمَهٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَ لَوْ کُنْتَ فَظًّا غَلیظَ الْقَلْبِ لاَنْفَضُّوا مِنْ حَوْلِکَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَ اسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَ شاوِرْهُمْ فِی الْأَمْرِ فَإِذا عَزَمْتَ فَتَوَکَّلْ عَلَی اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُتَوَکِّلین) (آل عمران، 159) «پس به [برکت] رحمت الهی، با آنان نرمخو [و پر مِهر] شدی، و اگر تندخو و سخت دل بودی قطعاً از پیرامون تو پراکنده می شدند. پس، از آنان در گذر و برایشان آمرزش بخواه، و در کار[ها] با آنان مشورت کن، و چون تصمیم گرفتی، بر خدا توکّل کن، زیرا خداوند توکّل کنندگان را دوست می دارد.»
امام علی (علیه السلام) درباره افرادی که با دیگران مشورت می کنند و بهره ای که در زندگی از آن می برند می فرماید: هر کس که از آرای مختلف استقبال کند مواقع خطا و اشتباه را می یابد و هر کس بدون عاقبت اندیشی وارد امور شود خودش را در معرض مشکلات و حوادث قرار خواهد داد. عاقبت اندیشی قبل از عمل، تو را از پشیمانی در امان می دارد. (نهج البلاغه ، قصار 164)
آن حضرت همواره بر این باورند که: «مَنْ لَمْ یَسْتَشِرْ یَنْدَم » (نهج البلاغه، قصار/152) کسی که مشورت نمی کند پشیمان می شود!
در بیانی پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) نیز می فرماید: «الْمُشَاوَرَهُ حِرْزٌ مِنَ النَّدَامَهِ، وَ أَمْنٌ مِنَ الْمَلَامَهِ» (نهج الفصاحة (مجموعه كلمات قصار حضرت رسول صلى الله علیه و آله)، ص 781) «مشورت موجب پیشگیری از پشیمانی و ایمنی از سرزنش است».
تکبر و خود را مصون از خطا دانستن از عوامل مخربی است که باعث می شود انسان به دنبال مشورت و کمک خواهی فکری با دیگران نرود! لذا همواره همه اشتباهات را تجربه می کند و چه بسا اشتباهی را مرتکب شود که راهی برای جبران ندارد.  یکی از راه حل های ساده برای مصون ماندن از خیلی خطاها مشورت یعنی همان استخدام نیروی فکری انسان هاست.

3- در امور زندگی بر خدا توکل داشته باشیم

امام صادق (علیه السلام) فرمود : هنگامی که ابراهیم علیه السلام را بالای منجنیق گذاشتند و می خواستند او را در آتش بیفکنند جبرئیل به ملاقاتش آمد و پس از سلام گفت : آیا نیاز داری که به تو کمک کنم ؟ ابراهیم در جواب گفت : به تو نه !

توکل، از آن مفاهیم دینی است که خیلی وقت ها، کم کاری ها و قصور خودمان را به پای آن می نویسیم. می گوییم توکل کرده ایم، اما در واقع منظورمان این است که تنبلی کرده ایم.
توکل به معنای تنبلی کردن نیست، توکل منافاتی با اسباب ندارد ... مهم این است که دل را از دیگران ببریم و تنها و تنها به خود خدا توکل کنیم... در حقیقت معنای توکل این است که من بنده، بندگی کنم ...  توکل کردن به معنای دنبال کارها نرفتن نیست ... توکل یعنی شخص وظیفه اش را انجام دهد، بعد از انجام وظیفه، نتیجه را به خدا بسپارد.
چنانچه در این زمینه امام علی (علیه السلام) در بیانی می فرمایند: علیک بسعی و لیس به نجح". بر تو باد سعی، ولی نتیجه بر تو نیست. (به نقل از حجت الاسلام عالی).
توکل واقعی یعنی ابراهیم وار عمل کردن ...
قرآن کریم جریان را چنین بازگو می فرماید: قالُوا حَرِّقُوهُ وَانصُرُوا اِلهَتَکُم اِن کُنتُم فاعِلینَ: گفتند: او را بسوزانید و خدایان خود را یاری کنید اگر کاری از شما ساخته است .(انبیاء، 68)
آن قدر برای جمع آوری هیزم کوشش می کردند و به آن اهمیت می دادند که مرحوم طبرسی می نویسد: کسانی که بیمار بودند و به زنده بودن خود امید نداشتند وصیت می کردند که مقداری از مال آنان را صرف خریدن هیزم برای سوزانیدن ابراهیم کنند و حتی برخی از زنان که کارشان پشم ریسی بود  (و با این زحمت برای خود مال تهیه می کردند) از درآمد آن هیزم تهیه می کردند.
امام صادق (علیه السلام) فرمود: هنگامی که ابراهیم علیه السلام را بالای منجنیق گذاشتند و می خواستند او را در آتش بیفکنند جبرئیل به ملاقاتش آمد و پس از سلام گفت : آیا نیاز داری که به تو کمک کنم ؟ ابراهیم در جواب گفت : به تو نه! (به نقل از نقطه های آغاز در اخلاق عملی، آیة الله محمدرضا مهدوی کنی رحمة الله علیه).

من ندارم حاجتی از هیچ کس          با یکی کار من افتاده است و بس
گفت با او جبرئیل ای پادشاه          پس ز هر کس با شدت حاجت بخواه
گفت اینجا هست نامحرم مقال          علمه بال حال حس ی بالسؤال
گر سزاوار من آمد سوختن          لب ز دفع او بباید دوختن
می تواند آتشم گلشن کند         شعله ها را شاخ نسترون کند
من نمی خواهم جز آنچه خواهد او         حال من می بیند و میداند او

و سرانجام، برای این که کار خود را به خدا واگذاشت و به او اعتماد کرد آتش بر او گلستان شد که : و قُلنا یا نارُ کُونی بَرداً و سَلاماً عَلی اِبراهیمَ : و ما گفتیم : ای آتش ! سرد و سالم بر ابراهیم علیه السلام باش! (انبیاء، 69) (به نقل از نقطه های آغاز در اخلاق عملی، آیة الله محمدرضا مهدوی کنی رحمة الله علیه)
به امید آنکه با رعایت کردن این نکات هیچ گاه با نگاه کردن به گذشته مان دچار پشیمانی و یأس و ناامیدی نشویم.

چرا به دهه هشتادی و نودی ها گودزیلا می گوییم؟!

 

تربیت یک انسان سخت ترین کار در عالم هستی....

به نقل از "ندای یک بسیجی": تربیت یک انسان سخت ترین کار در عالم هستی است، مخصوصا در عصر زندگی های مجازی و آموزنده های دیجیتال، اگر والدین همت کنند و با مطالعه و آگاهی به همراه صبر و حوصله یک فضای رفاقتی با فرزندان خود ترتیب دهند، در این بحبوبه فرزند سالاری و نُنُر پروری، می توانند انسان هایی شایسته و اخلاقمند تحویل جامعه بدهند که هر کدام سر منشأ خیرات فراوان برای خود، خانواده و جامعه بشری باشند.

فاطمه محمدی - کارشناس ارشد علوم قرآن و حدیث

اسمشان را می گذاریم گودزیلا، گودزیلاهای دهه هشتادی و نودی، منظورمان همان کودکان معصومی هستند که کارهایشان برای ما عجیب و غریب است، هوش، ذکاوت و درکشان برای ما عجیب و باور نکردنی است، هر چقدر هم کوچک باشند باز یک توانایی در حد خودشان از وسایل دیجیتال دارند کمی بزرگتر که می شوند می بینیم که به راحتی رمز گوشی ها و لپ تاپ های ما را به خاطر می سپارند و به سراغ آن ها رفته و کنجکاوی می کنند.
این موجودات برای ما عجیب هستند، چون می بینیم با نیم وجب قدشان خوب می دانند که کدام وسیله آرایشی به درد چه قسمتی می خورد، خوب بلدند با عینک آفتابی و سیگار چگونه فیگور بگیرند، اعمالشان در عین بامزگی برای ما عجیب است و باور نکردنی ....

تنها راه ساختن فرزندی صالح و دلخواه و خدا پسند، در ابتدا ساختن خودمان است و بعد تلاش شبانه روزی و بی وقفه برای تربیت آنان

این گودزیلاهای دوست داشتنی موجودات باهوشی هستند که مدام در حال یادگیری هستند، هر آنچه را ببینند الگو بر می دارند و اجرا می کنند. وقتی کودکی می بیند سر پدر و مادرش مدام در گوشی موبایل است او هم می آموزد که باید چیز جذابی باشد.

در اطرافمان می بینیم که مادران برای ساکت کردن کودکان از موبایل به عنوان یک وسیله سرگرم کننده برای او استفاده می کنند و هر تصویر و کلیپی که در گوشی خود دارند به کودکان نشان می دهند، انواع موزیک ها، تصاویر و کلیپ ها در اختیار کودکانی قرار می گیرند که مدام در حال یادگیری هستند.
گاهی والدین با نگرانی به فرزند خود نگاه می کنند و حسرت می خورند که این نسل چه می خواهند بشوند و تکلیف آن ها چیست؟
واقعا باید پرسید تکلیف آن ها چیست؟ چه باعث شده که این ها اینقدر با نسل ما متفاوت باشند، سؤال خوبی است.
خداوند متعال در قرآن کریم، سوره نحل آیه 78 می فرماید: «وَاللَّهُ أَخْرَجَکُم مِّن بُطُونِ أُمَّهَاتِکُمْ لَاتَعْلَمُونَ شَیْئاً؛ خداوند شما را از شکم های مادرانتان خارج کرد در حالی که چیزی نمی دانستید.»
با دقت در این آیه متوجه می شویم که هر انسانی از هر نسلی وقتی به دنیا می آید چیزی نمی داند و به مرور و با تکامل قوه ادراکش ذهنیت او از جهان شکل می گیرد. پس ما، نسخه به روز شده پدر و مادرمان هستیم و فرزندان ما، نسخه به روز شده ما هستند...
اگر می خواهیم فرزندانی داشته باشیم که باعث فخر و مباهات ما باشند باید در تربیت آن ها بکوشیم و این ممکن نیست مگر با اصلاح گفتار و کردار خودمان.
گودزیلاهای دهه هشتادی و نودی بسیار باهوش هستند و تفاوت حرف و عمل را خوب تشخیص می دهند پس اگر فقط انگشت اشاره را به سمت آن ها بگیریم و باید و نبایدها را برایشان شماره کنیم، هیچ فایده ای ندارد. تنها راه ساختن فرزندی صالح و دلخواه و خدا پسند، در ابتدا ساختن خودمان است و بعد تلاش شبانه روزی و بی وقفه برای تربیت آنان.

با بچه های دهه هشتادی و نودی چه کنیم؟!

مراقب باشیم که چه به خورد فرزندانمان می دهیم، ما نمی توانیم کاملا آن ها را آزاد بگذاریم و بعد بخواهیم که مطابق میل ما بار بیایند، در امر تربیت سمی ترین چیز افراط و تفریط است، در دادن آزادی مطلق یا ایجاد محدودیت های شدید و یادمان باشد مدام سخنرانی کردن و منبر رفتن زبان گفتمان با این نسل نیست، باید زبان خودشان را پیدا کنیم

همانطور که گفتیم کودکان بسیار باهوش هستند و از همه چیز الگو برداری می کنند، دخترها را می بینیم که چگونه سعی می کنند ادای مادرشان را در بیاورند و پسرها مدام در حال تقلید از رفتار پدرشان هستند.
مادران و پدران باید به هوش باشند و تربیت فرزند خود را به شبکه های تلویزیونی و ماهواره ای و کانال های شعر و موزیک کودک در تلگرام نسپارند.

در عصری زندگی می کنیم که حفظ سلامت اخلاقی فرزندان، یک چالش جدی است. اگر می خواهیم فرزندان ما را دیگران تربیت نکنند، خودمان باید از آغازین روزهای کودکی برای واکسینه کردن آن ها در مقابل پدیده های آسیب زا تلاش روز افزون داشته باشیم .
مولا امیرالمؤمنین (علیه السلام) می فرمایند: «و اِنما قَلبَ الحَدَث کَالأرضِ الخالیه ی، ما اُلقیَ فیها مِن شیء قَبِلَتهُ؛ (تحف العقول، ص 67) قلب نوجوان نورس مانند زمین خالی است. هر تخمی که در آن افشانده شود به خوبی می پذیرد.»
پس مراقب باشیم که چه به خورد فرزندانمان می دهیم، ما نمی توانیم کاملا آن ها را آزاد بگذاریم و بعد بخواهیم که مطابق میل ما بار بیایند، در امر تربیت سمی ترین چیز افراط و تفریط است، در دادن آزادی مطلق یا ایجاد محدودیت های شدید و یادمان باشد مدام سخنرانی کردن و منبر رفتن، زبان گفتمان با این نسل نیست، باید زبان خودشان را پیدا کنیم .
امام صادق (علیه السلام) در روایتی می فرمایند: «کُونوا دَعاه ی لِلنّاس به غیرِ ألسِنَتِکُم؛ (وسائل الشیعه، ج 5، ص 246) یعنی مردم را با روشی غیر زبانتان، به سوی خدا بخوانید.»
مخصوصا اگر دغدغه این را داریم که فرزندان مذهبی و با ایمانی تحویل جامعه بدهیم مسؤلیت ما چند برابر می شود .
مولا علی (علیه السلام) در مورد علت لجاجت جوانان می فرمایند: «زیاده روی در ملامت کردن، شعله لجاجت را مشتعل می سازد.» (حدیث تربیت، ج 2، ص 65)
وقتی زبان ما زبان تلخ نیش و کنایه باشد باید منتظر واکنش های تند و آزار دهنده فرزندان باشیم، ملامت کردن برای هیچ کس خوشایند نیست هر چقدر هم خطاکار باشد.

خلاصه سخن اینکه:

تربیت یک انسان سخت ترین کار در عالم هستی است، مخصوصا در عصر زندگی های مجازی و آموزنده های دیجیتال، اگر والدین همت کنند و با مطالعه و آگاهی به همراه صبر و حوصله یک فضای رفاقتی با فرزندان خود ترتیب دهند، در این بحبوبه فرزند سالاری و نُنُر پروری، می توانند انسان هایی شایسته و اخلاقمند تحویل جامعه بدهند که هر کدام سر منشأ خیرات فراوان برای خود، خانواده و جامعه بشری باشند.

سری جدید عکس نوشته های مذهبی

 

 برای دیدن ادامه،به> ادامه مطلب <بروید

 

 

 

 

 

 

به نقل از "ندای یک بسیجی":

 

 

 

 

برای دیدن ادامه،به> ادامه مطلب <بروید

 

 

 

 

 

 

ندای یک بسیجی عاشق:

 

 

 

 

 

 

حجاب..............

 برای دیدن ادامه،به> ادامه مطلب <بروید

 

 

 

 

 

 

به نقل از "ندای یک بسیجی":

 

 

 

 

 

 

خنده های حلال و خنده های جهنمی؛ مگه داریم؟

 

بسیاری از افراد به بهانه فراهم کردن محیط.....

به نقل از "ندای یک بسیجی": بسیاری از افراد به بهانه فراهم کردن محیطی شاد برای اطرافیان با به سخره گرفتن قوم یا گروهی سعی در ایجاد مجلسی شاد و مفرح  می نمایند. این آسیب اجتماعی تا به اندازه ای پیشرفت می نماید که در حساس ترین ارگان های فرهنگی همچون صدا و سیما که رسانه ای همگانی و ملی است رسوخ نموده و موجبات ناراحتی و تهییج احساسات قومی و قبیلگی گروه بی شماری از انسانها را فراهم می سازد.

علی بیراوند/ کارشناس ارشد حوزه

طرح مسأله:

یکی از موضوعات و مسائل اخلاقی که بسیاری از اجتماعات  و گروه های انسانی به آن دست به گریبان هستند موضوع  استهزاء، و تمسخر قومیت های مختلف است. بسیاری از افراد به بهانه فراهم کردن محیطی شاد برای اطرافیان با به سخره گرفتن قوم یا گروهی سعی در ایجاد مجلسی شاد و مفرح  می نمایند.
این آسیب اجتماعی تا به اندازه ای پیشرفت می نماید که در حساس ترین ارگان های فرهنگی همچون صدا و سیما که رسانه ای همگانی و ملی است رسوخ نموده و موجبات ناراحتی و تهییج احساسات قومی و قبیلگی گروه بی شماری از انسانها را فراهم می سازد.
سوال بسیار مهمی که در این خصوص مطرح می باشد این است که؛ این رویه و رویکرد ناپسند اخلاقی و اجتماعی در فرهنگ اسلامی به چه صورت مورد نقد و انتقاد قرار گرفته  و چه آثار و پیامدهای فردی و اجتماعی برای آن معرفی شده است.

جایگاه و اهمیت شادی و خنده حلال در اسلام

در سیره و رفتار پیامبر اکرم (صلی الله علیه و اله) نقل شده است که: «هرگاه یکی از اصحاب اندوهگین بود، حضرت با شوخی کردن او را شادمان می فرمود»

خداوند متعال در توصیف اهل بهشت ایشان را غرق در شادی و سرور معرفی می نماید این مطلب خود می توان گواه بر این باشد که انسان فطرتاً طالب شاد زیستن است و آن را یکی از شاخص های خوشبختی و سعادت می داند. چرا که در غیر این صورت خدای متعال برای ترغیب بندگان از نعمت شادی و فرح سخن نمی فرمود.
خداوند در توصیف اهل بهشت می فرماید: «فَوَقاهُمُ اللَّهُ شَرَّ ذلِكَ الْیَوْمِ وَ لَقَّاهُمْ نَضْرَةً وَ سُرُوراً؛[انسان،11] خاطر این عقیده و عمل) خداوند آنان را از شرّ آن روز نگه مى دارد و آنها را مى پذیرد در حالى كه غرق شادى و سرورند». و همچنین در بیان احوال بهشتیان این چنین می فرماید: «وُجُوهٌ یَوْمَئِذٍ مُسْفِرَةٌ، ضاحِكَةٌ سْتَبْشِرَة [عبس،39-38] در آن روز [بهشتیان] چهره های درخشان و خندان و شادمان دارند».

سفارش مؤکد به شاد کردن مؤمنان

در منابع روایی با روایاتی زیبا برخورد می کنیم که نه تنها از شادی و سرور در زندگی نهی نمی نماید، بلکه الگوهای برتر زندگی را با این شاخص رفتاری به عموم مردم معرفی می نماید.
برای نمونه در سیره و رفتار پیامبر اکرم (صلی الله علیه و اله) نقل شده است که: «هرگاه یکی از اصحاب اندوهگین بود، حضرت با شوخی کردن او را شادمان می فرمود».[1]
علاوه بر این مطلب در کتب روایی ابواب مستقلی در خصوص شاد کردن دیگران با عنوان ادخال سرور وجود دارد، که به خوبی حاکی از جایگاه و اهمیت خنده و شاد کردن دیگران است. برای نمونه در روایتی امام باقر (علیه السلام) می فرماید: «إِنَّ أَحَبَّ الْأَعْمَالِ إِلَى اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ إِدْخَالُ السُّرُورِ عَلَى الْمُؤْمِنِ؛[2] به درستی که محبوب ترین اعمال نزد خدای متعال ادخال سرور در قلب مومن است».

منطقه ممنوعه شادی و خنده

هر چند شاد کردن مؤمنین و اطرافیان یکی از آموزه های دینی و روایی به شمار می آید ولی نباید فراموش کرد این مطلب هیچ گاه به معنای جواز ورود در مناطق ممنوعه شادی نیست؛ از اینرو شادی های ممنوع همچون مسخره کردن، لودگی، هجو، هزل و جُک سازی در سبک زندگی اسلامی جایگاهی نداشته و به شدت از آن نهی شده است. هیچ گاه آموزه های دینی و اسلامی به کسی اجازه نداده است به بهانه شاد کردن مجلس، گروهی را به باد تمسخر و استهزاء بگیرند. نه تنها در این خصوص مجوزی صادر نشده است بلکه این مورد از جمله بزرگترین گناهان کبیره به شمار آمده است.

هزل و هجو ممنوع

مزاح و شوخی که یکی از عوامل برجسته شادی است اگر با سبک سری، بی شرمی، و گستاخی بیامیزد، «هزل» نامیده می شود که در اسلام مطرود است و اگر با تحقیر و بد گویی و ناسزا آمیخته گردد، آن را هجو می خوانند و این نیز در فرهنگ و آداب اسلامی به شدت مورد توبیخ و سرزنش قرار گرفته است. 
«یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لا یَسْخَرْ قَوْمٌ مِنْ قَوْمٍ عَسى أَنْ یَكُونُوا خَیْراً مِنْهُمْ وَ لا نِساءٌ مِنْ نِساءٍ عَسى أَنْ یَكُنَّ خَیْراً مِنْهُنَّ وَ لا تَلْمِزُوا أَنْفُسَكُمْ وَ لا تَنابَزُوا بِالْأَلْقابِ بِئْسَ الاِسْمُ الْفُسُوقُ بَعْدَ الْإیمانِ وَ مَنْ لَمْ یَتُبْ فَأُولئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ؛[حجرات،11] اى كسانى كه ایمان آورده اید، گروهى [از مردان] گروه دیگر را مسخره نكنند، شاید آنان- كه مسخره شده اند- از اینان- كه مسخره كرده اند- بهتر باشند و نه زنانى زنان دیگر را، شاید آنان از اینان بهتر باشند. و از خودتان- از یكدیگر- عیبجویى مكنید و یكدیگر را به لقبها [ى بد و ناخوش ] مخوانید. بد نامى است نام كردن [مردم ] به بدكردارى پس از ایمان آوردن [آنها]. و هر كه توبه نكرد پس اینانند ستمكاران».

ریشه و عامل استهزاء و تمسخر دیگران

با مطالعه  و بررسی حالات و خصوصیات انسان می توان عوامل مختلفی  برای  رذیله زشت و غیر اخلاقی مسخره کردن را برشمرد:

1- خود برتربینی: به روشنی می توان یکی از علل تمسخر دیگران را خودبرتر بینی معرفی نمود. گاهی دیده شده است کسانی که از لحاظ امکانات مادی و اجتماعی و علمی خود را برتر از دیگران می پندارند، به راحتی به  خود اجازه استهزاء دیگران را می دهند. کم نیستند افرادی که به واسطه داشتن مرتبه ی علمی، زیر دستان خود را حقیر شمرده و با القاب و سخنان سخیف آنان را دست می اندازند.
خداوند متعال در قرآن می فرماید: «فَلَمَّا جاءَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَیِّناتِ فَرِحُوا بِما عِنْدَهُمْ مِنَ الْعِلْمِ وَ حاقَ بِهِمْ ما كانُوا بِهِ یَسْتَهْزِؤُن؛[غافر/83] و چون پیامبرانشان دلایل آشكار برایشان آوردند، به آن چیز [مختصرى] از دانش كه نزدشان بود خرسند شدند، و [سرانجام ] آنچه به ریشخند مى گرفتند آنان را فرو گرفت».

2. دشمنی و عداوت:  گاهی نیز می توان منشأ این رفتار غیر اخلاقی را دشمنی دانست کما اینکه در طول تاریخ گمراهان برای مقابله و ستیز با پیامبران الهی از این حربه استفاده می نمودند. «وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ فی شِیَعِ الْأَوَّلینَ وَ ما یَأْتیهِمْ مِنْ رَسُولٍ إِلاَّ كانُوا بِهِ یَسْتَهْزِؤُنَ؛[حجر،11-10] و ما رسولان خود را پیش از تو به میان اقوام پیشین فرستاده ایم. هیچ پیامبرى بر آنها مبعوث نشد، جز آنكه مسخره اش كردند».

3. حسادت: گاهی انگیزه استهزاء دیگران حسادت است. افرادی كه ضعف شخصیت دارند و نمی توانند كمالات دیگران را ببینند سعی می كنند با مسخره كردن آنها شخصیت شان را از بین ببرند.[3]

آثار و پیامدهای شوم استهزاء و تمسخر

شوخی های غیر اخلاقی و تمسخرهای بی شرمانه اگر در ضمیر انسان ماندگار شود علاوه بر این که ادب و متانت و صفات اخلاقی را از وجود او می رباید او را نیز از یاد خدا غافل می نماید

1-استهزاء و تمسخر، تخریب شخصیت
از جمله بدترین آثار و پیامدهای استهزاء دیگران، تخریب حرمت ها و شخصیت افراد است. هر انسانی برای خود حریم و حرمتی قائل است که دوست ندارد توسط دیگران به سخره گرفته شود؛ آموزه های دینی نیز حرمت انسان مؤمن را به منزله کعبه می داند که نباید هتک شود. از امام صادق (علیه السلام) این چنین نقل شده است که فرمودند: «الْمُؤْمِنُ أَعْظَمُ حُرْمَةً مِنَ الْكَعْبَةِ؛[4] حرمت مؤمن از كعبه بزرگتر است».

2-فراموشی و غفلت یاد خدا
شوخی های غیر اخلاقی و تمسخرهای بی شرمانه اگر در ضمیر انسان ماندگار شود علاوه بر این که ادب و متانت و صفات اخلاقی را از وجود او می رباید او را نیز از یاد خدا غافل می نماید. «فَاتَّخَذْتُمُوهُمْ سِخْرِیًّا حَتَّى أَنْسَوْكُمْ ذِكْری وَ كُنْتُمْ مِنْهُمْ تَضْحَكُون؛[مومنون،110] امّا شما آنها را به باد مسخره گرفتید تا شما را از یاد من غافل كردند و شما به آنان مى خندیدی».

3-موجب نفرت، تفرقه و اختلاف
عنایت و توجه آموزه های دینی به اتحاد، همبستگی و همگرایی دینی و اسلامی غیر قابل توصیف است. بسیاری از آیات مسلمانان را به اتحاد و مهرورزی با همنوعان دعوت می نماید. این در حالی است که اگر فرهنگ اسلامی و مهرورزی جای خود را به سبک سری، توهین و تمسخر دهد ثمره ای جز اختلاف و نفرت در جامعه برداشت نخواهد شد.

نتیجه و حاصل کلام

بر اساس آموزه های دینی، شادی و نشاط دارای حد و مرز مشخص است. محتوی و قالب شادی و نشاط نباید با روح توحیدی و فرهنگ اسلامی در تضاد و ستیز باشد، خنده و لبخند و جملات خنده آور نباید موجب لکه دار کردن شخصیت و حریم های اخلاقی و انسانی افراد شود.

پی نوشت ها:
[1]. علامه طباطبایی، سنن النبی (صلی الله علیه وسلم)، ص.60
[2]. الكافی، ج 2، ص189، ح17.
[3]. وسائل الشیعة، ج 16، ص349.
[4]. الخصال، ج 1،ص27.

voroodi karbala H.s 92-10)

 

اربعیــــن میگفت:

باور میکنی؟ چهــــــل روز زینبِــ بی حسیــــــــن را…

زینب جان اشک تمامــــــی دارد ولی غــــــــم های تــــــــو هرگز!